X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 27 آذر‌ماه سال 1387
پیوند زناشویی که به عنوان پدیده ای میمون و واژه ای مبارک از بدو خلقت تا کنون وظیفه بقا» نسل بشر و استحکام مهر و محبت بین زن و مرد را بر دوش کشیده، با دگرگونی شیوه زندگی انسانها در گذر زمان،وضعیت نوینی را تجربه می کند. از رسم و رسوم چهارگوشه جهان که چشم بپوشیم و فقط گوشه چشمی به آداب و رسوم ازدواج در کشورمان بیاندازیم،در می یابیم که آداب ازدواج از خواستگاری از سوی والدین و بزرگان خانواده به آشنایی رو در روی دو طرف ازدواج سپس به قول و قرارهای غیابی و از راه دور تغییر شکل یافته است. شاید تا چند سال گذشته آشنایی و به دنبال آن ازدواج غیابی یا از راه اینترنت، برای مردم کشور ما قابل هضم و پذیرش نبود،اما امروز به راحتی در محافل و مجالس شنیده می شود که دختر فلانی با دوست اینترنتی خود در آن سوی دنیا قرار است ازدواج کند. یا خانواده ای با فرض اینکه پسرشان در خارج از کشور است و امکان آمدن به ایران را ندارد،دختری را برای وی انتخاب می کنند و پس از اینکه دختر مربوطه را به عقد غیابی پسرخود درآوردند،دختر به شوهر خود در نقطه دیگر دنیا می پیوندد. اگرچه تغییر و تحولات اجتماعی و فرهنگی امری اجتناب ناپذیراست و آداب و رسوم مختلف در گذر زمان منسوخ یا تغییر شکل می یابند، اما با توجه به اینکه جامعه ایران هنوز تاحدودی ساختار سنتی خود را حفظ کرده است و آسیب هایی اجتماعی که از لابلای این نوع دگرگونی های اجتماعی سربرمی آورند، نمی توان این گونه تغییرات را نادیده گرفت. براساس گفته های یک روانشناس، درازدواج های غیابی،گزینش صحیحی صورت نمی گیرد و افراد خیلی شتاب زده و احساساتی برای این امر تصمیم گیری می کنند. "اصغر کیهانیان" بر این باور است که این ازدواج ها براساس ساده انگاری،خوش بینی،خیالبافی و هیجانات زودگذر انجام می شود و با توجه به اینکه دو طرف شناخت کافی از یکدیگر ندارند،پایان خوشی برای این ازدواج هانمی توان متصور بود. وی گفت:داده های آماری نشان می دهد ازدواج های اینترنتی عامل اصلی 25 درصد طلاق ها در کشور است. به گفته وی،در این ازدواج ها به طور معمول طرفین نسبت به اخلاق و روحیات و محیط یکدیگر شناخت و آگاهی کمتری دارند و مدت زمان آشنایی قبل ازازدواج درآنان کوتاه و یا هیچ است. این روانشناس اظهارداشت: فردی که در پی آشنایی اینترنتی یا به صرف اطلاعاتی که بستگان در اختیارش می گذارند،به دنبال یک ازدواج غیابی به کشور دیگری مهاجرت می کند،آنچه را که می بیند با ارزشها و هنجارهای حاکم بر جامعه ای که سالها درآن زیسته است،متفاوت می بیند و مجبور می شود برای همگرایی بامحیط، این ارزشها و هنجارها را کنار بگذارد و ارزشهای جامعه جدید را بپذیرد. وی افزود: این فرد در بهترین حالت، باشخصی روبه رو است که سالها از فرهنگ کشور خود دور بوده و عقاید، علایق و خواسته هایش، فرسنگها با دنیای وی فاصله دارد. "حمید رضا مهرعلی"،آسیب شناس و عضو هیات علمی دانشکده نیروی انتظامی نیز بر این باور است: کسی که به دنبال یک ازدواج غیابی وارد کشوردیگری می شود، اگر بخواهد باشخص مورد نظرش زندگی کند، به طور حتم با دنیای ناشناخته ای از تمایلات، انتظارات،علایق و به طور کلی ویژگیهای شخصیت طرف مقابلش روبرواست. وی افزود: در بسیاری از موارد شخص نمی تواند توقعات طرف مقابلش را برآورده سازد، زیرا این توقعات با ارزشهایی که وی با آنها رشد کرده، تناقض دارد و در تضاد است و فرد را با بن بست مواجه می کند. این آسیب شناس، تضاد فرهنگی و تضاد شخصیتی، بین افرادی را که به این سبک ازدواج می کنند،از علل ناهنجاریهای روحی و رفتاری آنان پس از شکست درازدواج، می داند. مهرعلی گفت:در این پیوند زناشویی حتی اگر فردی که با وی ازدواج صورت گرفته، شخصی باشد که به مبانی اخلاقی و انسانی پایبند باشد و هیچ گونه انحراف اخلاقی نداشته باشد، باز هم تضادهای فرهنگی باعث بسیاری از تنش ها و مشکلاتی خواهد شد که منجر به فاصله گرفتن معنوی دو طرف از یکدیگر می شود. "آرمان - ح "، مردی است که زندگیش قربانی چنین ازدواجی است.وی که برای جدا شدن ازهمسرش به ایران مراجعه کرده است در مورد ازدواجش می گوید: والدین من ایرانی هستند ولی من در آمریکا به دنیا آمده ام و همان جا زندگی می کنم. وی افزود:به دنبال یک آشنایی اینترنتی و پس از توافقات اولیه از ژاله تقاضای ازدواج کردم.مقدمات ازدواج فراهم شد و ژاله در آمریکا به من پیوست در تمام این سالها وی شخصی آرام و درون گرا بود و فقط از من خواست تا اجازه دهم ادامه تحصیل دهد. آرمان افزود: پس از سالها که همسرم دکترا گرفت، در پی یک مسافرت به ایران تقاضای طلاق داد و علتش را ناهماهنگ بودن شخصیت من و خودش ذکر کرد. البته این خوشبینانه ترین شکلی است که می توان برای سرانجام این گونه ازدواج ها به تصویر کشید. ناشناخته بودن شخصیت طرفین برای یکدیگر دراین گونه ازدواج ها،سبب می شود بیشتر آنان وارد زندگی های پیچیده و پر دردسری شوند،که به طور معمول عواقب عجیب و غریب و ناراحت کننده ای در انتظار آنهاست. "افسانه - آ "، دختری است که بر حسب یک تصادف به چنین ازدواجی تن داده است. وی در مورد چگونگی ازدواج خود می گوید:در یک جشن تولد با خانمی آشنا شدم که مدعی بود، پسرش در خارج از کشور زندگی می کند.پس از مدتی من به صورت غیابی با پسر این خانم ازدواج کردم و سپس رهسپار انگلستان شدم. "در فرودگاه آقایی به استقبال من آمده بود با قد 130سانتیمتر، از دیدن این صحنه شوکه شدم و از حال رفتم، پس از اینکه سلامت خود را باز یافتم، بلافاصله به ایران برگشتم و از این خانواده شکایت کردم، زیرا که پسر آنها مبتلا به بیماری " نانیسم " (کوتوله گی)بود و آنها این موضوع را ازمن پنهان کرده بودند." مهرعلی، یک آسیب شناس انگیزه های مختلفی رادر برگزیدن این گونه ازدواج ها ازسوی دختران و پسران ایرانی عنوان می کند. وی گرایش های فرهنگی،اقتصادی و اجتماعی برخی جوانان به فرهنگ و ارزشهای حاکم بر جهان غرب، گرایش جوانان به استفاده از وسایل ارتباطی نوین مانند اینترنت و فرو ریختن هنجارهای ارزشی جامعه و تغییر معیارهای انتخاب همسر را از علل اصلی این نوع ازدواج هامی داند. یک جامعه شناس دیگر معتقد است:کم نیستند جوانانی که رویای رفتن به کشورهای صنعتی اروپایی و آمریکایی را در سر می پرورانند و همواره به دنبال فرصتی هستند که بتوانند به این کشورها مهاجرت کنند. دکتر"حسین ابراهیمی" گفت:یکی از راههایی را که این جوانان انتخاب می کنند،آشنایی بدون پشتوانه خانواده و ازدواج با کسانی است که سالهاست در آن کشورها زندگی می کنند و چون فکر می کنند به این وسیله راه برایشان هموار شده است، بدون توجه به آینده و سرنوشتشان در اولین فرصت به این پیشنهادها جواب مثبت می دهند. "کتایون - ب"،دختری است که سالها آرزوی رفتن به آن سوی اقیانوسها را در سر داشت و به دنبال آشنایی اینترنتی با پسری که در کشور مورد نظرش زندگی می کرد، رویای خود را به حقیقت نزدیک دید و برای رسیدن به آرزویی که سالها به دنبال آن بود با خوشحالی از پیشنهاد ازدواج با فرهاد استقبال کرد. "فرهاد" که تاآن موقع حدود 10سال از عمر خود را در آمریکا بسر برده بود، به گفته خانواده اش که در ایران زندگی می کردند،سرمایه دار بود و وضع مالی خوبی داشت. کتایون پس ازازدواج و مهاجرت به آمریکا از رفتارهای مشکوک شوهرش متوجه شد که وی نه تنها از حداقل امکان برای زندگانی برخوردار نیست،بلکه با افراد ناباب زیادی معاشرت دارد که می توانند برای وی مساله ساز باشند. پس ازمدتی، فرهاد ناپدید شد و کتایون با پرس و جوهای زیاد دریافت، شوهرش به زندان افتاده است و ازاین رو راهی جز بازگشت به ایران نداشت. کتایون، افسانه وآرمان شاید از جمله خوش شانس ترین افرادی هستند که توانستند راهی برای بازگشت پیدا کنند، چراکه بسیاری از این دسته جوانان به محض مواجه شدن با این گونه مشکلات، چنان در نابسامانی های زندگی غوطه ور می شوند و خودرابیگانه و تنها می بینند که راهی برای بازگشت خویش به زندگی سابق نمی بینند. به گفته دکتر ابراهیمی،یک جامعه شناس، کسانی که به دنبال ازدواج های بدون پشتوانه فرهنگی و اجتماعی دچار شکست می شوند، بر اثر فشارهای شدید روحی، اجتماعی و احساس بی هویتی دچار افسردگی شدید می شوند و گاهی برای پایان دادن به مشکلات به ظاهر لاینحل خود،به خودکشی، کارهای خلاف قانون و غیره روی می آورند. وی افزود: هر شخصی مختار است برای بهتر زیستن تلاش کند و راه بهتر زیستن خود را کشف کند،اما لازمه آن برگزیدن منطقی ترین و عاقلانه ترین راه است. این روانشناس بر این باور است:تصمیم های عجولانه و راههای غیر منطقی، به جای دنیای رنگارنگ ما را به ناکجا آباد هدایت می کند.