X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 13 مهر‌ماه سال 1388

اختلاف های زناشویی تاثیری عمیق بر سلامت جسمانی و عاطفی کودکان و نیز توانایی آنها در سازگاری با همسالان شان می گذارد. فرزندان خانواده های پراختلاف مشکلات رفتاری بیشتری دارند و در روابط با همسالان شان بیشتر دچار مشکل می شوند. پژوهش ها نشان می دهند کودکان از کشمکش دائم بین پدر و مادر آسیب فراوان می بینند شاید به همین دلیل برخی از والدین به این فکر بیفتند که اختلاف های زناشویی خود را ممنوع اعلام کنند یا دست کم اختلاف هایشان را از فرزندان شان پنهان سازند. با صراحت می توان گفت این فکر نه تنها درست نیست بلکه غیرممکن نیز هست چرا که زوج هایی که قادرند آشکارا اختلاف هایشان را ابراز و برای یافتن راه حل تلاش کنند، در درازمدت روابط سالم و بانشاط تری دارند. اگر کودکان هیچ گاه نبینند که والدین شان عصبانی می شوند و با یکدیگر مخالفت و سپس اختلاف هایشان را حل می کنند، هرگز درس های مهمی را که برای هوش عاطفی آنان سازنده است، نمی آموزند.
والدین باید سعی کنند اختلافات خود را چنان مدیریت کنند که سرمشق مثبتی برای فرزندان شود، نه تجربه یی مخرب، همچنین از روش هایی استفاده کنند که فرزندان شان را از آثار منفی مشاجره های زناشویی حفظ کنند تا فرزندان شان دچار این احساس نشوند که آنها به نوعی مسوول این مشکلات هستند. بنابراین به منظور مدیریت بهتر اختلافات، به والدین پیشنهاد می شود؛
● در اختلافات زناشویی، از فرزندان تان سوءاستفاده نکنید
شاید به این دلیل که والدین به ارزش بالای رابطه با فرزند پی برده اند، گاه هنگام عصبانیت وسوسه می شوند که با استفاده از این رابطه، به همسر خود آزار برسانند. بیشتر فرزندان به عشق و حمایت هر دو والد نیاز دارند، به ویژه هنگامی که می کوشند با بحران اختلاف های پدر و مادر بسازند. پس هنگامی که یک والد برای ضربه زدن به والد دیگر از فرزندش همچون توپ فوتبال استفاده می کند، تنها بازنده در این میان فرزند است. چنین رفتارهایی می تواند سرچشمه تضادی آزاردهنده برای فرزند بشود که هر دو والد را دوست دارد. شرکت دادن مداوم بچه ها در اختلاف های زناشویی به فرزند این احساس را می دهد که شاید به نوعی مسوول این شکاف در خانواده است. به یاد داشته باشید که کودک نمی تواند و نباید کاری برای حفظ زندگی مشترک شما انجام دهد. در واقع چنین انتظاری، به کودک احساس ناتوانی و ناامیدی می دهد. والدینی که اختلافات طولانی مدت دارند، باید این احساس را به فرزندان شان بدهند که هر دو والد دوست شان دارند و صادقانه جنبه های سازنده اختلاف هایشان را برای فرزندان شان مطرح کنند و به آنان بگویند این جر و بحث ها به مامان و بابا کمک می کند تا اختلافات شان را حل کنند و به راه حل برسند.
● اجازه ندهید فرزندان تان نقش میانجی را بازی کنند
معمولاً فرزندان زندگی های پراختلاف می کوشند بین مامان و بابا میانجیگری کنند چرا که اصولاً کودکان از اغتشاتش در خانواده می ترسند و در نتیجه سعی می کنند نقش داور را در دعواها بر عهده بگیرند. اما والدین از این امر غافلند که حفظ انسجام خانواده برای هر کودکی بسیار طاقت فرساست و فقط باعث مشکلات بیشتر می شود. فراموش نکنید، میانجیگری کودکان بین شما و همسرتان نشانه آن است که سطح اختلافات در خانواده تان بیش از حد بالاست پس صلاح فرزندان تان در این است که جنگ و جدال تان را ملایم تر کنید. از فرزندان تان به عنوان پیام رسان استفاده نکنید.همچنین یک والد نباید از فرزندش بخواهد اطلاعات مهمی را از والد دیگر پنهان کند چرا که چنین کاری سرمشق پنهانکاری و ریا در روابط خانوادگی می شود.
● هنگامی که اختلاف ها حل می شوند به فرزندان تان اطلاع دهید
بچه ها از دانستن آنکه پدر و مادر به تفاهم رسیده اند، آرامش می یابند. پژوهش ها حاکی از آن است که کودکان در واکنش به مشاهده مشاجره بزرگ ترها معمولاً ناراحت و پرخاشگر می شوند، اما زمانی که بفهمند والدین آنها اختلاف هایشان را حل کرده اند، واکنش هایشان بسیار ملایم تر می شود. همچنین بچه هایی که شاهد عذرخواهی بزرگ ترها از یکدیگر برای رسیدن آنها به راه حل مشترک بوده اند، واکنش مثبت تری نشان داده اند. پس لازم است که والدین به فرزندان شان تفهیم کنند آنان به تفاهم رسیده اند و جای نگرانی نیست.
● برای فرزندان تان پشتیبان عاطفی باشید
هنگامی که والدین دچار مشکلات و اختلافات زیادی در زندگی زناشویی خود هستند، معمولاً نوجوانان خود را از خانواده کنار می کشند و در جاهای دیگر به دنبال حمایتگر عاطفی هستند. شاید به خانواده های دوستان شان یا خویشاوندانی که این همه مشکل ندارند، رو بیاورند. در اینجا اگر اشخاصی که او انتخاب می کند، تاثیر مثبتی بر زندگی نوجوان داشته باشد، این امر شاید بتواند روش مثبتی برای حل مشکل وی باشد. اما متاسفانه بسیاری از نوجوانان چنین شانسی ندارند و بزرگسالان مسوولی را نمی شناسند که بتوانند به آنها رو بیاورند بنابراین معمولاً این دسته از نوجوانان در معرض این خطر قرار می گیرند که به سمت گروه های منحرف و کارهای خلاف کشیده شوند. بنابراین سعی کنید حتی در دوره های پراختلاف خانوادگی توجه بیشتری به فعالیت ها و دوستان فرزندتان داشته باشید. با والدین دوست فرزندتان در تماس باشید و هر کاری می توانید انجام دهید تا بر کارهای او نظارت و کنترل داشته باشید و دقت کنید فرزندتان چگونه و با چه کسانی اوقات خود را می گذراند.
● درباره اختلاف های زناشویی خود با فرزندان تان صحبت کنید
شاید برای والدینی که به علت اختلاف با همسر غمگین یا عصبانی هستند، دشوار باشد با فرزندان خود درباره اختلافات و کشمکش های خود صحبت کنند. اما این کار برای فرزندان لازم است چرا که فرزندان در این زمان احساس بدی دارند و برای آنکه بتوانند از عهده این احساس ها بربیایند، نیاز به راهنمایی دارند. پس زمانی را برای گفت وگو با فرزندتان اختصاص دهید. شاید فرزند شما می ترسد به دلایلی منشاء مشکلات شما باشد و احساس گناه و ناراحتی می کند یا ترس از آن دارد که اگر شما و همسرتان از یکدیگر جدا شوید، دیگر هرگز یکی از شما را نبیند. او را مطمئن سازید که درباره این مشکلات تقصیری ندارد. فرصت ابراز احساسات را به فرزندتان بدهید. اگر درصدد جدایی یا طلاق نیستید، فرزندتان را مطمئن سازید اما اگر در حال برنامه ریزی برای جدایی هستید، در این باره با وی صحبت کنید.
● در جریان جزییات زندگی هر روز فرزندتان باشید
برای حفظ کودکان خود از پیامدهای منفی اختلافات زناشویی، لازم است از نظر عاطفی در دسترس آنها باشید و این امر مستلزم آن است که به رویدادهای معمولی هرروزه فرزندتان توجه داشته باشید چرا که هنگامی که والدین حواس شان به مشکلات خودشان است، زندگی برای کودکان جریان دارد.
اگر والدین بتوانند به رغم فشارهای بحران خانوادگی، برای فرزندان شان وقت و انرژی بگذارند، خدمت بزرگی به آنها کرده اند. والدین باید بدانند بچه ها نیاز به نزدیکی عاطفی به والدین شان دارند به ویژه در زمان بحران خانوادگی بیشتر به صمیمیت آنها نیازمندند.